![]() |
![]() |
|
| اعترافات یک ذهن نه چندان خطرناک |
|
خوش به حال اونايي كه ميگن بيخيال.
خوش به حال اونايي كه ميگن ولش كن. خوش به حال اونايي كه در مقابل مشكلات از فرمول Divert كردن به برخي نقاط بدن استفاده ميكنن. خوش به حال اونايي كه آخر همه چي يه جمله ميگن: كه چي؟ خوش به حال اونايي كه خيلي راحت ميتونن بگن: خوشبخت اونيه كه كره اومد و خر رفت. خوش به حال اونايي كه خرن. |
|
+ خط خطي شده در
چهارشنبه 1386/07/25ساعت 2:15 توسط شیزوفرنیکا |
|
|
نه كه فلسفه نخونم و خوشم نياد ولي هر چي بيشتر گشتم و خوندم و دونستم اين فكر پررنگتر شد كه فلسفه چه به اندازه تاريخ تمدن (يا حتي قديميتر) اصلا به اندازه همه تفكرات بشري و چه به اندازه يه «ويرگول» ناقابل فقط فاصله دو كلمه بيشتر نيست:
چرا و نميدونم. پ.ن1: به قول شاعر جز حيرتم نيفزود و اين حرفا. پ.ن2: به قول يه دوستي فلسفه كوهيه كه هر چقدر ازش بالا بري باز هم به ستاره ها نزديكتر نميشي. |
|
+ خط خطي شده در
شنبه 1386/07/21ساعت 2:6 توسط شیزوفرنیکا |
|
|
ديروز جيبا و كيفمو خالی کردم:
۲ بسته سيگار خالي ۱ بسته سيگار نصفه ۱ بسته سيگار باز نشده چند ورق قرص دیازپام و کلونازپام و ...پامهای دیگه ۱ سررسيد كه هر چي فكر كني توش نوشتم يه عالمه كاغذ كاهي پاره پوره كه پره از نوشته هاي پراكنده (آرایه واج آرایی روی پ رو حال کردی؟) كتاب ((شايد))- ليليان هلمن ۲ تا سي دي موزيك يه نامه كه بعد از يه سال هنوز به دست صاحبش نرسيده يه عالمه دستمال كاغذي یه کتاب نت که هنوزم نمی تونم آهنگاشو بزنم یه فیلمنامه که خودمم سروته شو پیدا نمی کنم يه عالمه دستمال كاغذي و روي هم ۷۲۵ تومن پول. آي كه چه خوشبختم من. |
|
+ خط خطي شده در
سه شنبه 1386/07/17ساعت 21:27 توسط شیزوفرنیکا |
|
|
هيتلرو كه ميشناسي؟چطور آدمي بود؟اون چيزي كه برام تداعي ميكنه يه آدم قد كوتاه با سبيل مسخره و موهاي يه وري و يه اخم مضحكه كه بيشتر خنده داره تا جدي.
ولي يه چيز مهمتر در موردش هست كه اينو ديگه حتما ميدوني.همون چندين ميليون جسد و بي خانمان و يتيم و ... . فكر ميكني به غير از تو چند نفر ميشناسنش؟ گاندي رو كه ميشناسي؟ انقلاب كردن تو كشوري پهناور بدون ريخته شدن يك قطره خون.نمونه بارز ضرب المثل: ((آزارش به يه مورچه هم نميرسه.)) فكر ميكني اين يكي رو به غير از تو چند نفر ميشناسنش؟ اصلا اينارو ول كن. تو ممكنه خيلياي ديگرو بشناسي.ولي بابابزرگ منو نميشناسي.نه بچه معروف بود نه تو تاريخ ازش نام ميبرن.نه مدارج علمي رو طي كرده بود نه بچه مايه دار بود. صبح ميرفت به زمين زراعيش ميرسيد ناهارشم (كه معمولا نون و ماست بود) زير سايه اون درخت بيده كه يه وري بود ميخورد.غروبم ميومد خونه به كاراي ديگه اش ميرسيد و ميخوابيد. حالا چرا اينارو گفتم؟ (تستش المپياديه.گزينه هاش زيادن.همينيه كه هست.) - هيتلر آدم بديه. - هيتلر آدم خوبيه. - گاندي آدم بديه. - گاندي آدم خوبيه. - بابابزرگ من از اينا آدم بهتريه. - بابابزرگ من از اينا آدم بدتريه. - بابابزرگ من از اينا آدم بزرگتريه. - هيچكدوم اينا اصلا آدم نيستن! - با توكل و زندگي ساده و قناعت خوشبخت ميشيم. (...) - با عبرت گرفتن از سريالهاي ماه رمضون خوشبخت ميشيم. تبريك ميگم.شما كور خوندين! اين همه بي ربطيات رو گفتم كه بگم: سعديا ... شعر نگو بابا! كه چي؟ همينيه كه هست.فردام بياي همينه.هر برداشتيم كه ميخواي بكن. |
|
+ خط خطي شده در
جمعه 1386/07/06ساعت 5:9 توسط شیزوفرنیکا |
|
|
رسیدن پاییز مبارک. (خودتو لوس نکن.رمانتیک؟از این سوسول بازیا در نیار حالم بهم خورد.گفتم که حال مدرسه بروها و سرماییا گرفته شه.)
پ.ن: شکنجه دوران کودکی من که هنوزم ادامه داره اینه که تلویزیونو روشن کنی و یه عالمه بچه ونگ بزنن: همشاگردی سلام.همشاگردی سلام. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ در ادامه سیاست قبلی: رسیدن ماه رمضان بر همه روزه خواران بالاخص سیگاریای عزیز مبارک. پ.ن: دومی حال خودمم گرفت. |
|
+ خط خطي شده در
چهارشنبه 1386/07/04ساعت 3:0 توسط شیزوفرنیکا |
|
|
روجلد پرونده بيمار تله پاتي برقي گورستان |
| درباره دارالمجانين |
من؟/نقطه سیاه ریزی بر دفتر دنیا/که دنیاها در خود دارم/همچو همه شما...
|
| خط خطي های باستاني |
|
آبان 1388 مهر 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| گورستان دسته بندي خط خطي ها |
|
خط خطيهاي آرتيستيك خط خطيهاي جماعت زده خط خطيهاي شيزوفرنيك خط خطيهاي پليتيك |
|
RSS
|